حسن نظری، پژوهشگر حوزه تاریخ و تمدن
پرسش این است که چرا جشنها در ایران باستان فراوان و پرشمارند؟ چرا ایرانیان همواره در مواجهه با پدیدههای طبیعی بزرگداشت میگیرند و به شادی میپردازند؟ چرا در تقویم ایرانی روزهای متعددی به جشن و سرور اختصاص دارد؟
یلدا نمونهای از این جشنهای بیشمار است. عنوان و واژه آن ریشهای سریانی دارد و در زبان عربی مصدر «وَلَدَ، یَلِدُ، یُولَد» با آن همریشه است. اولین روز زمستان در آغازین شب از بازهای زمانی که چله بزرگ میخوانند، نامش یلداست. در میان گزارشهای کهن به حضور این رویداد و برگزاری مراسمی ویژه در این شب در تقویم عصر داریوش شاه بزرگ هخامنشی برمیخوریم. برگزاری یلدا که امروزه سنتی هزاران ساله خوانده میشود، قطعاً رویدادی مدرن است. مدرن در مقایسه با دورانی که آئین میترا یکهتاز جهانبینی انسان ایرانی بوده است؛ اما پرسش این است که چرا این آئین در کنار دیگر جشنهای ایرانی همچنان زنده و پویا به حیات و بالندگی خود ادامه میدهد؟ پاسخ این سؤال در نحوه مواجه مردمان ایرانشهر با روزگار سخت است. آنها از هر فرصتی برای جشن و سرور استفاده میکنند تا اندکی از ناملایمات و رنج زندگی در این فلات کهن بکاهد.
زنده ماندن یلدا در تمام این هزارههای طولانی میتواند نشاندهنده عمق تأثیر نیکاندیشی و سرزندگی انسان ایرانی باشد. در دوران کهن، سال نو ایرانی از دیماه آغاز میشد و یلدا زمانی نوروز ایرانیان بوده است. امروز که سال نو ایرانی بهاعتدال بهاری منتقل شده است یلدا بازهم در آغاز انقلاب زمستانی پاسداری میشود تا نشاندهنده قدمت باورهای کهن این سرزمین باشد. مردمانی که از دیرباز تا امروز در پهنه تاریخ با هزاران رخداد خوب و بد مواجه بودهاند و رمز ماندگاری خود را در گرامیداشت آئینهای کهن میدانند که از نوزائی، زایش و آغازیدن یاد میکند. باید گفت که در مورد یلدا شاید تعداد کمی چگونگی آن را بدانند، اما لازم است که همگان چرایی آن را بدانند تا سنت و سیاق پسندیدهی کهن مردمان ایرانزمین در گرامیداشت شادی و سرزندگی در روح و ضمیر این پیکره زخمی همچنان زنده و بیدار و امیدوار باقی بماند. امید رمز بقای انسان ایرانی است و یلدا نمادی از این امید. یلدا گرامی داشته میشود تا همچنان امید به طلوع خورشید نو در دلها زنده بماند.
