ابوالفضل بیهقی ادیب، پژوهشگر و پدر نثر فارسی است که نام او در آسمان ادب این سرزمین می‌درخشد. بی شک بیهقی (470-385) برجسته‌ترین تاریخ‌نگار عصر غزنوی بود و کتاب مشهور او با عنوان «تاریخ بیهقی» یکی از مهم‌ترین کتب تاریخی و ادب فارسی است.او دبیر فاضل و مشهور دربار غزنویان بود و در سال 385 در حارث‌آباد بیهق (سبزوار) ولایت یافت و بعد از کسب فضایل در نیشابور به دیوان رسایل سلطان محمود راه یافت و در خدمت خواجه بونصرمشکان به کار پرداخت و همچنان در خدمت سلاطین غزنوی به سر می‌برد. او که نه اهل چاپلوسی بود نه گرایش به هنجارشکنی داشت، گاهی چنان گرفتار مخمصه می‌شد که به ذکر مصیبت درباره‌ کار دبیری رسمی می پرداخت. او مانند بسیاری دیگر از دیوانیان آزاداندیش درباره‌ هرچه می‌دید یادداشت برمی‌داشت و احتمال اینکه از اسناد رسمی نیز به صورت پنهانی استفاده کرده باشد زیاد است. متاسفانه بیشتر مطالب ارزشمندش را هنگامی که بازنشسته شد از او گرفتند و بیهقی ناچار شد به حافظه و منابع شفاهی خود تکیه کند که گاه زبانش را به شکوه می‌گشود. کلیفورد باسورث در کتاب ترجمه نشده‌ منابع اولیه تاریخچه چهار سلاطین اول غزنوی و همچنین خاطرات زندگی دربار، در ایران شرقی و افغانستان در مجله‌ انجمن آسیایی سلطنتی دانشگاه کمبریج ضمن اشاره به اینکه «تاریخ بیهقی» معتبرترین منبع درباره‌ این دوره است، نوشته‌ است: «بیهقی درک متعالی از رسالت مورخ داشت. بیشتر مردم عامه آن‌اند که باطل ممتنع را دوست تر دارند و آن‌کسان که سخن راست خواهند تا باور دارند … سخت اندک است سخن ایشان». بر عهده مورخ است که واقعیت را بگوید؛ برای مثال در جایی که بیهقی به توصیف و ویرانگری خودسرانه‌ی سلطان محمود در گرگانج می‌پردازد، به‌صراحت می‌گوید: «آن قصه دراز است و مشهور، شرح نکنم و به سر تاریخ باز شوم که از اغراض دور مانم.»


وی با بی طرفی چشمگیری از قتل یک وزیر مشهور و غرور بی حد و عیاشی ابلهانه‌ای می‌نویسد که شاهان غزنوی به ورطه‌ی آن سقوط می‌کنند. اهمیت تاریخی این کتاب تنها در آن نیست که قسمتی از مهم‌ترین حوادث سیاسی دوره غزنوی در آن نگارش یافته، بلکه بیشتر از باب روش کار مولف، صحت مطالب و دقت بی‌مانند او در نقل حوادث و همچنین استفاده از مدارک و اسنادی است که مقام درباری او در اختیارش گذاشته بوده است. لذا شیوه نگارش بیهقی حیرت‌انگیز است. توصیف مختصر شخصیت‌های مهم داستان مثل ذکر بردار کردن امیر حسنک وزیر که در اندازه‌ی یک رمان‌نویس بزرگ است و همچنین داوری‌های کوتاه ولی قاطعانه‌ی او درباره انگیزه‌های کارگزاران حکومت، هنگامی که از سر غرور یا ترس رفتار می‌کنند. او با تیزبینی نشان می دهد که گاهی پیش‌پاافتاده ترین دغدغه‌ها به حرکت‌های بزرگ تاریخی می‌انجامند؛ و گزارش‌های بی‌غرضانه و پرهیزش از موعظه گویی به خواننده اجازه می‌دهد که برای خود جمع‌بندی و نتیجه‌گیری کند. به‌هرحال از قلب شاهنشاهی فراموش‌شده‌ای که هزار سال پیش در افغانستان امروزی شکل گرفت، بیهقی صدای موثق یک محقق و اندیشمند مستقلی است که با تیزبینی گرفتاری همیشگی انسان اخلاق‌گرا در جوامع اخلاق ستیز را به زیبایی درک می‌کند.